سی نما - نقد فیلم Tenet: انگاره‌‌های نولان؛ زمان در دستان انسان


«تلاش نکن بفهمی، احساسش کن.»

حدود هشت ماه پس از تسخیر جهان با ویروس نوپدید کرونا، به سکوت نشستن و نظاره‌گر بودنِ تعلیق زیستی، سرانجام فیلم «تنت» (دانلود فیلم Tenet 2020 با لینک مستقیم) تازه‌ترین ساخته‌ی «کریستوفر نولان» درهای سینماها را گشود تا مسیرهای بازگشت به زندگی را هموار سازد. پس از این خاموشی طولانی، بی‌شک بلاک‌باستر نولان بهترین گزینه برای بازگشایی دوباره‌ی سینماها و به تماشا نشستن مقابل پرده نقره‌ای و هر آنچه که برای ادامه‌ی حیات و نجات جهان لازم است، به شمار می‌رود.

تریلر جاسوسی «تنت» روایت قهرمانی است که (جان دیوید واشینگتن) در زمانه‌ی سراسر آشوب و خطر، برای جلوگیری از وقوع جنگ جهانی سوم، با هدف نجات جهان و حفظ تداوم بقا وارد یک ماموریت می‌شود، ماموریتی عجیب که رسیدن به هدف اصلی یعنی نجات دنیا، مشروط به تغییر زمان و فضا است.
شخصیت اصلی(جان دیوید واشینگتن) در این راستا به همراه یاورقهرمان (رابرت پتینسون)، وارد ماجراهای عجیبی در دنیای جاسوسی بین‌المللی می‌شوند و لحظات تماشایی و هیجان‌انگیزی را از اکراین تا هند، استونی، بندر ناپل و شهرهای ایزوله‌ی روسیه خلق می‌کنند. دانلود فیلم با لینک مستقیم.

بی‌شک تازه‌ترین ساخته‌ی نولان، شروعی مهم، چشمگیر، اثرگذار و امیدی لازم برای امکان‌های تازه‌ی حیات، پس از دوران خاموشی و بی‌رمقی زیستی به شمار می‌رود. «تنت» دقیقن همان چیزی است که سینما به آن نیاز دارد. یک فیلم خوش‌ساخت، مهیج و تامل برانگیز که البته شاید درک آن برای عموم‌ تماشاگران آسان‌ نباشد. به هر حال نولان است دیگر! نمی‌توان از او انتظار دیگری داشت.

«تنت» با یک وضعیت ناامن، بحرانی و در شرف آشوب به سیاق «شوالیه‌ی تاریکی»، «شوالیه‌ی تاریکی بر می‌خیزد» و تا حدودی «دانکرک» آغاز می‌شود. شروعی تکان دهنده با تمپویی فزاینده و موسیقی تنش‌زا. سکانسی پرتنش از سالن اپرایی در کیف و کمی بعد شخصیت اصلی که به عنوان ماموری برای به دست آوردن یک شی نامعلوم، وارد عملیات می‌شود، آرامش و سکوت سالن را بر هم می‌ریزد و سرانجام شروع فاجعه و صحنه‌های اکشن ناب و سپس رفتن به سمت ماجرای اصلی و نجات جهان.

«تنت» درامی است با عناصر علمی تخیلی محبوب نولان؛ فیلمی که می‌خواهد ژانر اکشن را با جهان و فلسفه‌‌ی مورد علاقه‌ی این کارگردان، مفهوم زمان، به‌هم‌زدن آن، اجرای آن به عقب، گسترش و انقباض آن و… پیوند دهد، درامی که کمتر نظیر آن‌ را در سینما دیده‌ایم. در تصاویری که «کریستوفر نولان» خلق می‌کند، با جهانی رو به رو هستیم که در حال نابودی است و البته نابودی‌ و یا ادامه‌ی حیات‌ی در دست بشر است. و بشر در علم و تکنولوژی موقعیتی را بدست آورده که به راحتی سوار بر هستی می‌شود و با فناوری جدیدش یعنی دستکاری و معکوس سازی زمان و حرکت اجسام، می‌تواند سرنوشت انسان و عالم را رقم بزند.  موقعیتی تیره و تار و هراسناک و کمی شبیه به آخرین قسمت از تریلوژی بتمن نولان؛ «شوالیه‌ی تاریکی بر‌می‌خیزد».  منتها با این تفاوت که منجی «نولان» در سه‌گانه‌‌ی بتمن «بروس وینی» است که نهایتن گاتم‌ سیتی را از وقوع کامل امر شر و سلطه‌‌ی همه جانبه‌ی آن و بروز انواع و اقسام خطرات و مضرات حاصل از «شرورها» حفظ می‌کند ولی در این‌جا، منجی می‌خواهد کل جهان را نجات دهد و البته در این مسیر با یک فناوری جدید رو به رو می‌شود که قابلیت زمان و معکوس سازی آن را دارد. امکانی که مهابت علم و تکنولوژی را می‌نماید و رعب آن را نیز بر دل می‌نشاند.

بر همین نهج فرمول نجات دنیا بن‌مایه‌ی اصلی داستان «تنت» است، فرمولی که در ادبیات و سینما هم قبلن تکرار شده است. ولی آنچه که تازه‌ترین ساخته‌ی «نولان» را متمایز می‌سازد، ایده‌ی جذاب و نفس گیرِ وارونه سازی زمان است که مخاطب را تا انتها همراه می‌سازد. چنین ایده‌ای اما، بخش زیادی از هیجان واقعی‌ و اثرگذاری‌اش را از سینما و جهان تصویر می‌گیرد تا متن. برای همین است که تصاویری که از بازگشت گلوله‌ها از مسیرشان می‌بینیم بیشتر در ذهنمان می‌ماند تا تئوری نه چندان بی‌نقص پشت این تصاویر. تصاویر بی‌نظیری که کاراکترهای فیلم را هم همچون مخاطبین در وضعیت حل نشده و امر ناشناخته باقی می‌گذارد. جمله‌ی «تلاش نکن بفهمی، احساسش کن» را که از زبان یکی از کاراکترها می‌شنویم، به خوبی گویای این وضعیت است.

«تنت» بر روی فیلمنامه‌ی قابل قبولی بنا شده است و با وجود وضعیت‌های حل نشده داستانی تا انتها، داستانی یک خطی دارد که اگر آن را درست دریابیم، با ابژه‌ها‌ی گنگی در اثر رو به رو نخواهیم شد و در انتها دچار وضعیت گنگ و درک نکردن موضوع نخواهیم شد. اما نکته‌ی مهمی که باید بدان اشاره کرد این است که  متن «تنت» در برابر قاب‌های ناب سینمایی و هیجان‌انگیز نولان، کمی ضعیف به نظر می‌رسد. قاب‌هایی از انواع و اقسام نبردهای خیره کننده و صحنه‌های پرتکاپو و اجرای درخور تامل نقش آفرینان، جلوه‌های ویژه‌ی بی‌نظیر که همه و همه باعث می‌شود به این نتیجه برسیم که فیلم به لحاظ بصری بیشتر تاثیرگذارتر است تا به لحاظ متنی. فی‌الواقع «تنت» یک فیلم نولانی تمام عیار است. هم به لحاظ بودجه‌ای که فقط نولان می‌توانست برای فیلمنامه‌ی اصلی بدست بیاورد. هم به لحاظ فضای بصری ناب و دقیق، میزانسن‌های حساب شده و تصاویر خیره کننده‌ای که امضای نولان را به همراه دارد و هم در نهایت حاوی یکی از آن روایت‌های پیچیده‌ی بعد محبوب او یعنی زمان است که نام تجاری و تخصص او را هم تعریف می‌کند. فضایی که بینندگان برایش لحظه شماری می‌کنند.

اما با این حال باید اضافه کرد که آخرین ساخته‌ی «نولان»، «تنت» آن فیلم تمامن جدید، پر رمز و راز و آمیخته به تئوری‌های عجیبی نیست که حداقل طرفداران نولان انتظارش را می‌کشیدند. «تنت» ساختار نامتعارف، پیچیدگی‌های داستانی و رازآلودگی سایر آثار «نولان» همچون «تلقین» (دانلود فیلم Inception با لینک مستقیم) یا «حیثیت» (دانلود فیلم Prestige با لینک مستقیم)را ندارد. «تنت» فیلم سرراستی است که به وضوح نشان می‌دهد چگونه انسان با پیشرفت در علم و تکنولوژی سوار بر هستی و زمان می‌شود و  چگونه شیوه‌ی وجودی هر چیز و حقیقت آن به آدمی منوط می‌شود و آدمیزاد جهان را در دست می‌گیرد، حکمران صحنه می‌شود و عالم را معنا می‌دهد. «تنت» فیلمی است که این جمله‌ی «هایدگر» را به خوبی برایمان زنده می‌کند: طبیعت در این دوره، به عینی مبدل شده است که ذهن آن را باز می‌نماید و از آن سود می‌جوید تا سبب چیزی شود.

«تنت» آخرین ساخته‌ی نولان شاهکار نیست، گویا این کارگردان مطرح و از برترین و مهم‌ترین جریان‌های فیلمسازی معاصر، از دانکرک به بعد، در داستان گویی‌اش یک روند نزولی را طی می‌کند و داستان کل فیلم را در یک خط می‌گنجاند و بیشتر به سمت شیوه‌های اجرایی ناب حرکت می‌کند و تاکیدش را از متن به جهان تصویر آورده است. البته ماحصل تلاش او تا به این‌جا حائز اهمیت بوده است. آخرین ساخته‌‌ی این کارگردان صاحب سبک، با این که فیلمی قدرتمند، مهم، لذت‌بخش و تامل برانگیز است که می‌تواند طرفداران قدیم و جدید را تا حدودی راضی نگه دارد، نمی‌تواند عنوان تکرار نشدنی را به همراه داشته باشد. با این حال به جرئت می‌توان گفت که «تنت» دقیقن همان فیلمی است که  سینما در شرایط کنونی برای ادامه‌ی حیات به آن نیاز دارد.

در انتها باید گفت که بی‌شک سینما می‌تواند همان امید و ایمانی باشد که در اوج خاموشی، کسالت، ناامیدی، بی‌رمقی و بی‌میلی، جهان را بار دیگر به مکانی قابل زیستن و قابل اندیشیدن بدل سازد. همان ایمان و امید از دست رفته‌ای که «ژیل دلوز» می‌گوید: «ما جهان را از دست داده‌ایم، اما حالت این فقدان مانند وضعیت مرگ، نابودی، فاصله گرفتن یا هر مفهومی که دال بر سوگواری باشد نیست. جهان در واقع همان جاست، اما آنچه اکنون از دست داده‌ایم امید لازم برای خلق امکان‌های تازه‌ی حیات در جهان است. بنابرین مسئله اصلی مدرن مسئله‌ی ایمانی است که می‌تواند جهان را بار دیگر به مکانی قابل زیستن و قابل اندیشیدن بدل سازد، نه در خود، بلکه برای ما.»

 

یاسمن اسمعیل زادگان

20 شهریور 1399 16:18

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.

دیدگاه های ارسال شده

Oulipo پروفایل 26 شهریور 1399
پاسخ به دیدگاه

برای روشن شدن اذهان خوانندگان علاقه‌مند اشاره‌ای به عبارت منسوب به ژیل دلوز می‌کنم.
لازم به ذکر است که این اشاره موجز درباره نقد است و جایگاهش دقیقاً در همین‌جا. اگر مدّعی دفاع از اندیشه و فرهنگ نقد هستیم و به حرف خود مطمئنیم و ترسی از طرح شدن نکته‌ای نداریم نباید آرای مخالف را به سطل زباله حوالت دهیم. پاسخ حرف را باید با حرف پاسخ گفت، اگر که حرفی برای گفتن باشد البتّه.
آن‌چه در این نوشته از دلوز نقل شده به نظر نقل به مضمون است و فاقد دقّت و امانتداری و تا حدودی هم بی‌ارتباط با آن‌چه او در نظر داشته است. ژیل دلوز در گفت‌وگویی با آنتونیو نِگری در بهار 1990 که تحت عنوان «کنترل و شدن» Control and Becoming در زبان انگلیسی نشر یافته است به سازوکار جوامع کنترلی و فرایند سوژه‌سازی/شدگی (مفهومی فوکویی) Subjectification در نظام سیاسی-اجتماعی-اقتصادی جوامع غربی در قرن بیستم می‌پردازد. امّا عبارتی که در متن آمده در بخش‌هایی بهیچ عنوان در گفته‌های دلوز به چشم نمی‌رسد، بخصوص که بخش‌های اساسی گفته‌های وی با واژه‌هایی جایگزین شده که هیچ سنخیتی با افکار و نگرش او ندارد. «ایمان» به مثابه مفهومی متافیزیکی و یا اومانیستی در هیچ کجای گسترده اندیشه دلوز محلّی از اعراب ندارد و من نمی‌دانم این عبارت مشکوک از کدامین منبع نشر یافته است. گویا مترجم واژه belief را ایمان ترجمه کرده چون یکی از معانی آن ایمان است امّا «باور» ترجمه صحیح است چون دلوز در اینجا از pietas سخن می‌گوید، یعنی باور به وظیفه فردی در قبال اجتماع. و تمامی این سخنان هم یکسره بی‌ارتباطند با وضعیّت اکنون جهان و امید به بازیابی وضعیّت پیشین آنچنان که نگارنده پنداشته‌اند. مؤکداً می‌گویم که دلوز درباره راه‌های گریز از و یا تن دردادن به کنترل و سوژه شدن در ساختار نظام سیاسی سخن می‌گوید و حرفش هیچ ارتباطی با امید به بهروزی در وضعیّت استثنایی امروز ندارد. البتّه نویسنده محترمه در صورت تمایل می‌توانند نشانی منبع خود را در اختیار خوانندگان قرار دهند و خطاهای احتمالی سخنان من را نیز گوشزد فرمایند. در نهایت بخشی از عبارت انگلیسی این نقل قول را می‌آورم تا بی‌پشتوانه سخنی نرانده باشم.
What we most lack is a belief in the world, we’ve quite lost the world, it’s been taken from us. If you believe in the world you precipitate events, however inconspicuous, that elude control, you engender new space-times, however small their surface or volume. It’s what you call pietas

نمایش دیدگاه
Oulipo پروفایل 20 شهریور 1399
پاسخ به دیدگاه

برای چندمین بار از نویسنده محترمه خواهش می‌کنم منابع ارجاعات خود را بهمراه نام مترجم، آن‌چنان که در همه جا معمول است، ذکر بفرمایند تا خواننده در صورت علاقه‌مندی یا لزوم بتواند به متن اصلی مراجعه کند، حال چه متنی از مرحوم دلوز مرجع ایشان بوده باشد، چه عبارتی از «نهج‌ البلاغه».
سپاس

نمایش دیدگاه
esmaaiel_63 پروفایل 20 شهریور 1399
پاسخ به دیدگاه

* نقد کوتاه و بی اِسپویل فیلم *
.
اکشن: فیلم از نظره سکانسهای اکشن هم چندان چنگی به دل نمیزنه، بویژه سکانس آخر فیلم که با تعداد زیاده افراد بسیار آشفته، دَرهم و بَرهم، شلوغ و گیج کننده است. تعداد زیادی آدم، انفجار و تخریب که بصورت معکوس و غیرمعکوس حرکت میکنن و رُخ میدن و اصلاً مشخص نیست کی-به-کی و چی-به-چی هست! معلوم نیست دارن به کی شلیک میکنن، اصلا تیرخوردن و کُشته شدن دشمنان نشون داده نمیشه!
بقیه سکانسهای اکشن هم چندان جذاب نیستن و حتی ارزش بحث هم ندارن.
نولان با این فیلم ثابت کرد هیچگونه مهارتی در ساخت سکانسهای اکشن نداره، اونم در چنین مقیاس بزرگی. کاملاً برخلاف “مایکل بی” که اُستاد ساخت سکانسهای اکشن شلوغ و پلوغه.
جلوه های ویژه: همونطور که گفته شده این فیلم از جلوه های ویژه فیزیکی (SFX) بجای جلوه های ویژه بصری (VFX) استفاده کرده، ولی ابداً خلاقیت و جذابیت بکار رفته در SFX فیلم “تلقین” رو نداره. صحنه های تعقیب و گریز با ماشین، برخورد هواپیما با ساختمان، تخریب و انفجار که چیز جدیدی برای عرضه به مخاطب نداره.
میشه گفت تنها نکته جالبه فیلم حرکات رو به عقب است که گاهی با بازی توسط بازیگر و گاهی با برعکس کردنه تصاویر ساخته شدن.

نمایش دیدگاه
AzMovie30 پروفایل 20 شهریور 1399
پاسخ به دیدگاه

Tenet هیچوقت به پای شاهکارهایی نظیر Inception و Interstellar نمیرسه. همون روز اول که تریلر فیلم رو دیدم ، موزیک متن تریلر و انتخاب بازیگر های فیلم مثل آب سردی بود که ریخته بشه روی سرم.
انگار خواه یا نا خواه هانس زیمر جزئی از هویت نولان شده . یا همیشگی باید باشه یا جاش رو به کسی بده که در سطح خودش یا بهتر از خودش باشه ! اینها جزئیاتی هستش که بنظم مهمه و اینکه متاسفم که نولان از 2014 به بعد داره نزول میکنه.
شما رو به دیدن مجدد این سکانس دعوت میکنم . سکانسی که روح و روان شما رو معلق در نفکر ، آرامش ، غم ، شادی قرار میده ( چیزی که در TENET نمیبنید )

https://www.youtube.com/watch?v=XQPy88-E2zo

نمایش دیدگاه
esmaaiel_63 پروفایل 20 شهریور 1399
پاسخ به دیدگاه

باهات 100% موافقم.

نمایش دیدگاه