سی نما - پسران سیاه در زیرمهتاب رنگشان آبی‌ست!

این نکته که فیلمش دررابطه با نژادپرستی و سیاه پوستان است و فروش آن چنانی نخواهد داشت، نه تنها اورا دل سرد نکرد، بلکه باعث شد فیلمی بسازد که همگان عاشق آن شده اند. به عقیده ی بری جنکینس، این کارگردان 37 ساله، ساختن آن چه در مهتاب وی مشاهده می کنید برایش به منزله ی آزمایش روان درمانی بسیار سختی بوده است. باهم نگاهی به جدیدترین پدیده ی فیلم سازی هالیوود و اثر بدیع وی یعنی Moonlight می افکنیم.فیلمی که قبل از شروع اکران خود توانست در اکثر پایگاه های رتبه بندی آثار سینمایی با نقد های بالا به امتیاز 99 و 100 دست یابد.

 

ابرهای باران زا آسمان میامی را تیره و تاریک کرده بودند و تهیه کننده ی فیلم Adele Romanski با نگاهی آشفته به افق آسمان خیره مانده بود.تقریباً انتهای اولین هفته ی فیلم برداری Moonlight بود و تیم تنها 25 روز دیگر پول و زمان برای فیلم برداری اثر دراختیار داشت. بودجه ی 5 میلیون دلاری که کفاف هیچ جای فیلم را نمی داد. آدل رومانسکی، حتی پول تهیه ی سرپناه برای تیم در روزهای بارانی ساخت فیلم را نداشت.

مهتاب، روایت سیر بزرگ شدن کودکی 10 ساله ی سیاه پوست در جامعه ای مملو از نژادپرستی را به تصویر کشیده است.برای توصیف سختی کار می توان به سکانس شنای Alex Hibbert و Mahershala Ali گریزی زد.سکانسی که در آن دلال مواد مخدر به کودک 10 ساله شناکردن در آب های سواحل میامی را می آموزد.قرار بود این سکانس در طی 5 ساعت فیلم برداری شود اما همگان می دانستند تا فرارسیدن موج های خروشان و باران سیل آسای میامی تنها90 دقیقه زمان برای تیم دراختیار است. بری جنکینس می گوید که وقتی فهمیدم هوا با ما همکاری نمی کند، دو مشکل پیش رویم بود. نخست، کودکی که شناکردن بلد نبود و دوم، دوربینی که بیش از این نمیتوانستیم آن را در آب فروببریم. او به ماهرشلا علی می گوید که نیاز نیست مطابق متن فیلم نامه پیش برود و تمام تمرکزش را برروی یاددادن شنا به الکس هیبرت متمرکز نماید. در طی 9 برداشت و یک بار تعویض لنز دوربین، هیبرت شناکردن را آموخت و آن چه دلخواه کارگردان بود فیلم برداری شد. خوشحالی فیلم برداری آن سکانس به عقیده ی جنکینس، غیرقابل توصیف می باشد. تمام عواملی که در آب حضور داشتند از جمله ماهرشلاعلی و فیلم بردار اثر جیمز لاکستون که دوربین 90 کیلوگرمی را بایستی در آب ثابت نگه می داشت از سختی های اثر و حضور در آن اقیانوس متلاطم می گویند.

چیزی که در مهتاب به تماشایش می نشینید به بیان کارگردان فیلم یک زندگی واقعیست.هیچ تمرینی برای ضبط این سکانس انجام نشده و به طور زنده، ماهرشلاعلی به الکس هیبرت در اقیانوس اطلس شناکردن را یادمی دهد.برای رسیدن به این موفقیت، او و تیم یاری دهنده اش قید چندین خط دیالوگ را زده اند. وقتی که اولین بار فیلم در طی مراسم Telluride به نمایش در آمد سردبیر مجله ی نیویورک تایمز در یادداشتی طولانی گریزی به فیلم زد و تیتر روزنامه ی آن روز خود را به این عبارت که " آیا مهتاب بهترین فیلم امسال است؟" اختصاص داد. نویسنده ی کتاب پسران سیاه در زیرمهتاب رنگشان آبیست یعنی Tarell Alvin McCraney درسال 2003 دست به نوشتن این کتاب برد.کتابی که برجنکینز از روی آن فیلم نامه ی اثر را اقتباس نمود.آلوین مک کرینی که مادرش را به دلیل استعمال ماده ی مخدر کراک از دست داد، به یاد دوران کودکی خویش افتاده و مشقت هایی که با مادرش در شهر میامی، شهر ملقب به آزادی متوجه ی حال او و مادر بیمارش شده را دست مایه ی نگارش کتاب خویش نمود. کتاب دست به دست در سازمان های حمایت از فیلم سازان کم سرمایه چرخید تا این که به طوراتفاقی به دست بری جنکینس رسید. این کارگردان چیزی که در کتاب می خواند را باور نمی کرد، چرا که زندگی او نیز مشابه آن چیزی بود که  آلوین درکتابش نوشته بود. بری جنکینس در آن سال هایی که هنوز نام و آوازه ای این چنین نداشت، فیلم مستقلی تحت عنوان Medicine for Melancholy را به جشنواره ساندنس رساند. فیلمی که توانست تحسین همگان را برانگیزد و باعث شود HBO بااین کارگردان برای سریال The Leftovers خود جهت نویسندگی برخی قسمت ها قرار داد منعقد نماید. تااین که سال 2013 از راه رسید و دوست دوران دانشگاه او یعنی آدل رومانسکی، بعد از اصراری های بسیار وی را مجاب کرد که باهم داستان کتاب را تبدیل به فیلم نمایند.

جنکینس و نویسنده ی کتاب، آلوین، از طریق ایمیل با هم مکاتبه می کردند و تغییرات مدنظر جنیکنز را بررسی می کردند تا متن کتاب برای تبدیل شدن به فیلمنامه مناسب شود.در طی 10 روز فیلم نامه ی اولیه ی اثر تهیه شد. در سال 2013 که دوران عرضه اندام فیلم 12سال بردگی بود، بری جنکینس با عوامل این فیلم و آثار دیگر سرصحبت را باز کردند و آن ها که فیلم دوایی برای مالیخولیای او را دیده بودند از او درمورد پروژه ی بعدی اش سوال کردند. برد پیت نیز یکی از این افراد بود. بری جنکینس به او و چند نفر دیگر متن فیلم نامه ی مهتاب را ارسال کرد و بازتاب این افراد از چیزی که دیده بودند را فقط کلمات شگفت انگیز و فوق العاده می توانند بیان کنند.

وقتی نوبت به انتخاب بازیگران رسید معضل جدیدی متوجه ی تیم سازنده شد. بازیگر بریتانیایی تبار، نائومی هریس حاضر به ایفای نقش زنی معتاد به کراک نبود.او برای توضیح این اقدام خود به گذشته ی خود گریزی زد.او گفت از کودکی تا بزرگسالی اش را با مادری گذرانده که با وجود سختی های بسیار، هیچ چیز را از کودک خود دریغ نکرده و درنتیجه  از کودکی در شمار زنان قوی که دست رد به سینه ی اعتیاد زده اند قرار گرفته است. اما بعد از خواندن متن کامل فیلم نامه ی بری جنکینز، خود را متقاعد کرد که مادر شخصیت شیرون در فیلم تاکنون در رسانه ها مظلوم واقع شده و آن چنان که شایسته است به این شخصیت در سینما پرداخته نشده است.

در فیلم نامه ی اصلی، شخصیت Chiron دارای سه برحه ی زمانی کودکی،نوجوانی و بزرگسالی است. برای هرکدام از این دوران بازیگران مخصوص به خود در فیلم ایفای نقش داشته اند. Trevante Rhodes، بازیگر ناشناسی که رسماً در اولین فیلم جدی دوران بازیگری اش حضور داشته، در این فیلم نقش بزرگسالی شیرون را بازی می کند بنا به نظر بری جنکینس، او اجازه ی تماشای بازی دو بازیگر دیگر دوران کودکی و نوجوانی شخصیت شیرون را نداشت. به اعتقاد این کارگردان، تماشای بازی آن ها برای این بازیگر باعث می شد که بخواهد نواقص بازیگری آن ها را با ایفای نقش خود جبران نماید اما این کار، تروانته رودس را از حفظ کردن فرم بازیگری خودش خارج می کرد.

آهنگساز فیلم آقای  نیکولاس بریتل نیز مجبور به خواندن فیلم نامه ی اثر شد. به اعتقاد این آهنگساز فیلمنامه ی این اثر برایش به مانند خواندن یک کتاب شعر بسیار زیبا و صمیمی و احساسی بوده است. او با خواندن این فیلم نامه توانست در انتخاب ملودی های خود تغییرات مطلوبی پدید آورد. آهنگ موسوم به شعر پیانو و ویولون این آهنگساز که در بخش اول و انتهای بخش سوم فیلم مورد استفاده شده گواه این قضیه می باشد، چنان که او بیان داشته این آهنگ را متاثر از اولین احساسی که بعد از خواندن فیلم نامه به او دست داده ایجاد کرده است.

بعد از ساخته شدن فیلم، بری جنکینز یک نسخه از آن را برای منتقدین فرستاد اما تنها نظری که برای بری جنکینز مهم بود، نظر مادرش بود. این کارگردان یک نسخه را نیز برای مادر خود فرستاد اما مادرش از تماشای آن امتناع کرد. به گفته ی جنکینز در فیلم داستان ها و روایت هایی وجود دارد که تماشای آن ها برای خود من هم دشوار و سخت است و به مادرم حق میدهم که نخواهد بار دیگر مشکلات گذشته اش را به چشم خود ببیند. همانطور که گفتم، این اثر برای من تنها یک فیلم نیست !

 

25 بهمن 1395 15:45

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.