سی نما - [بررسی سریال – اختصاصی 30نما] بررسی فصل اول سریال How I Met Your Mother – بخش دوم

عملکرد بازیگران

در اولین فصل که ما آشنایی چندانی با شخصیت ها و کلا اساس سریال نداشتیم ,عملکرد بازیگران به طرزعجیبی به دلمان نشست ! البته با برخی از بازیگران اصلی مانند جاش رادنر (در نقش تد موزبی) , به طور کامل آشنا نشده ایم و به نظر بنده بازی رادنر را در این فصل نمیتوان ارزیابی کرد و اوج هنر نقش آفرینی او را دید . در این فصل ما با یک سری اطلاعات سطحی از شخصیت تد موزبی رو به رو هستیم و همین امر باعث میشود که بازی رادنر هم برای ما کاملا قابل ارزیابی نباشد , البته هر چه پیش میرویم شاهد توانایی های او در ژانر درام میشویم و متوجه هنر فوق العاده او در بازی در ژانر درام خواهیم شد . زیرا شخصیت تد , فردی رومانتیک و احساسی است و البته گاهی اوقات هم کار هایی میکند که با شخصیت اش تناقض دارد . بنابراین , همین که ما شناختی بر او پیدا میکنیم میتواند نشانی باشد برای عملکرد خوب او در اولین فصل سریال ! همینطور شخصیت هایی هم هستند که در همان اولین قسمت , شناختی زیاد بر آن ها پیدا میکنیم , مانند بارنی ! بارنی استینسون با بازی نیل پاتریک هریس بدون شک محبوب ترین بازیگر سریال است و به قدری این شخصیت فوق العادس که خیلی ها از او به عنوان نماد سریال آشنایی با مادر یاد میکنند . نیل در ایفای این شخصیت به قدری فوق العاده بوده است که در همان چند سکانس اولیه حضور این شخصیت , شناختی زیاد بر او پیدا میکنیم و میفهمیم که بزرگ ترین نقطه ی کمدی داستان به این شخصیت برمیگردد ! دیالوگ های قوی داستان با بازی هریس , بسیار دلنشین است و به جرئت میتوانیم بگوییم که هر سکانسی که بارنی در آن باشد , جذاب و خنده دار است .

اما آلیسون هانیگان ! شخصیتی محبوب و البته دوست داشتنی ولی نه در این فصل ! شاید این برایتان سوالی شود که چرا این حرف را میزنم و مگر شخصیت لیلی در فصل اول چگونه است ؟! لیلی در فصل اول به طوری فقط همسر و همراه مارشال تلقی میشود و واقعا به طور مجزا , ویژگی خاصی ندارد که بخواهد مخاطب را جذب کند و این هم میتواند ضعف هانیگان در ایفای نقش این شخصیت باشد و به خصوص , هم میتواند نقض در معرفی شدن یا ضعف شخصیت لیلی باشد که در گذر یکی دو فصل با دیالوگ خلاقانه تر و شوخی های جذاب تر , درست میشود و شخصیت لیلی به یک شخصیت محبوب تبدیل میشود . جیسون سیگل در نقش مارشال , یکی دیگر از بازیگرانی است که شخصیتش را در همان اوایل فصل میشود حدس زد و شناخت و همینطور به آن علاقه مند شد . سیگل یک پارتنر عالی برای جاش رادنر است و ترکیب این دو بسیار قابل توجه و دلپذیر است . درواقع تماشاگر دقیقا داستان سریال را که بر این است تد و مارشال دو دوست صمیمی هستند را با این ترکیب خوب , درک و حس میکند و باید گفت انتخاب کاتر بیز و کریگ توماس عالی بوده است . و اما کوبی اسمالدرز , بازیگر فوق العاده موفق نقش رابین شرباتسکی ! اول از همه باید گفت شخصیت رابین شرباتسکی به معنای کلمه فوق العاده است . شخصیتی مرموز و کاملا عجیب و غیرطبیعی که اصلا معلوم نیست چه میخواهد و گویا با همه دختر ها فرق میکند . این شخصیت متفاوت , نیاز به یک بازیگر متفاوت و توانا داشت که کوبی اسمالدرز به طور کامل از پس این کار بر آمده است . برخلاف دیگر شخصیت های داستان , اوج بازی و جذابیت این شخصیت در همین یکی دو فصل ابتدایی سریال است و بعد فصل دوم نقش این شخصیت در سریال تا چند فصل کم رنگ میشود و به اندازه ی دو فصل ابتدایی , تا دو سه فصل در داستان نقش بسیار زیادی ندارد . البته نقدی که باید به این بازیگر در اینجا وارد کرد , سرد بازی کردن او در صحنه های رومانتیک داستان است که حسابی رو مخ مخاطبان است و کمی این مورد باعث شده است این بازیگر محبوبیت دیگر بازیگران سریال را نداشته باشد …

نقاط قوت , ضعف داستان و سریال

داستان در فصل اول لایه های زیادی را دنبال کرد . ابراز علاقه تد به رابین و رد کردن از طرف رابین که باعث ناراحتی مخاطبان شد , اولین لایه این فصل است . هرچند که هر قسمت موضوعی تقریبا مجزا از بقیه قسمت ها را دنبال میکند , اما در کل داستان یک یا چند موضوع مشخصی را دنبال میکند و مهم ترین عنوان این فصل را میتوان به رابطه تد و رابین اختصاص داد . بعد رد کردن رابطه از طرف رابین , قرار شد این دو با هم فقط دوست باشند و تد کلا سراغ دختری دیگر میرود . در اینجا شاید هیچکس حتی به رابطه تد و رابین دیگر فکر هم نمیکند ! اما به هم خوردن رابطه تد با دختری که به آن علاقه مند بود و دیگر مسائل , باعث شکل گیری دوباره رابطه تد و رابین میشود و این دو در پایان فصل به هم دیگر میرسند . این خلاقیت در شکل گیری این رابطه را میتوان نقطه قوت این فصل دانست و تهیه کنندگان کار خود را برای معمایی نشان دادن این مورد , بسیار خوب انجام دادند . اما در همین حین , رابطه عاشقانه و قوی مارشال و لیلی هم به هم میخورد و به یک شوک بزرگ برای تماشاگران تبدیل میشود . درواقع این کار برای جذب مخاطب به فصل بعدی , بسیار مفید و خوب بود و این خوب است که در پایان فصل برای فصل بعدی هم یک عنوانی تعیین میشود و میتواند و این میتواند هدف دار بودن داستان این سریال و کار خوب نویسندگان را نشان دهد . اما تنها بازیگری که در این فصل تماشاگر را جذب نمیکند و دیالوگ های خشک و فاقد جذابیت دارد , آلیسون هانیگان در نقش لیلی است که بالاتر هم ازش نام بردیم .

این بحث البته فقط ضعف فنی بازیگر و سریال نیست و از نظر من , بزرگ ترین علت این ضعف از نظر داستانی و دیالوگ است . شخصیت لیلی تا اواسط یا قسمت های رو به پایان فصل , هیچ موضوع مشخصی ندارد و فقط از آن به عنوان نامزد یکی از شخصیت ها میتوان نام برد و شوخی های اندکی هم که در لا به لای دیالوگ هایش دارد , واقعا جذاب و دلنشین نیست . همین وضعیت را هم شخصیت بارنی دارد , اما دیالوگ ها و بازی اش آنقدر جذاب و فوق العاده است که آن را به برترین شخصیت فصل تبدیل کرده است و گویا اصلا مشخص هم است که بارنی فعلا دارد به مخاطب معرفی میشود و به وقتش به یک شخصیت مهم از نظر داستانی تبدیل میشود . و در آخر , اسمالدرز در نقش رابین یکی از بی نقص ترین بازیگران فصل است و با تصمیمات عجیبش بار ها بعث تعجب مخاطب و همینطور نفرت اش میشود . اسمالدرز واقعا از لحاظ فنی کارش را فوق العاده انجام داده و تاثیر گذاری او بر مخاطب , بیشتر از بقیه بازیگران سریال بوده است . هر چه قدر که شخصیت رابین جالب و عجیب است , بازی کوبی هم بسیار عالی و قابل تحسین بوده است …

18 آذر 1395 23:46

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.